السيد الخميني
28
ديوان امام ( فارسى )
امام گويد : بيدل كجا رود به كه گويد نياز خويش * با ناكسان چگونه كند فاش راز خويش حضرت امام ( قدس سره ) از ميان شاعران و سخنوران پارسى زبان التفات و عنايت خاصى به خواجهء شيراز دارد ، و در آثار خويش بيشتر به اقتفا و استقبال غزلهاى آسمانى « لسان الغيب » پرداخته ، كه نمونهاى از آن را مىآوريم : حافظ گويد : ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود * ديده را روشنى از خاك درت حاصل بود امام گويد : كاش روزى به سر كوى توام منزل بود * كه در آن شادى و اندوه مراد دل بود خواجه گويد : در همه دير مغان نيست چو من شيدايى * خرقه جايى گرو باده و دفتر جايى امام گويد : جز سر كوى تو اى دوست ندارم جايى * در سرم نيست بجز خاك درت سودايى حافظ گويد : دوستان عيب من بيدل حيران مكنيد * گوهرى دارم و صاحبنظرى مىجويم امام گويد : من درين باديه صاحبنظرى مىجويم * راه گم كردهام و راهبرى مىجويم بسيارى از شاعران غزلهايى با قافيه و رديف « هيچ » ساختهاند ، كه از ميان آنان دو تن ، يعنى شفايى اصفهانى و حزين لاهيجى ، با يك رديف و قافيه و يك بحر « هيچ » را رديف قرار داده ، و عاشق اصفهانى در همان بحر و همان رديف ليكن با قافيهء ديگر غزل ساختهاند . حكيم شفايى گويد : ماييم و همين خاطر افگار و دگر هيچ * در ساخته با راحت و آزار و دگر هيچ